تبليغاتX
آنتی مثلثیزم
کوتاه اما گویا:

1- مصمم باشید خود را طوری بسازید که با درد جامعه آشنا بمانید.

2- تکامل در باورداشتن خداست که معنا می‌یابد.

3- تلخیِ برخورد صادقانه را به شیرینی منافقانه‌اش ترجیح می‌دهم.

4- توضیح منطقی و عمل صالح دو اسلحه در برابر شایعه‌ی دشمن.

5- مسلمان باید دارای پیکر و روان توانا باشد.

6- حدود الله را بپذیر تا آزاد شوی، آزاد برای پرواز.

7- نه غم و نه اندوه، اسلام دین نشاط است.

8- پیشِ روی انسان در خودسازی، محیط‌سازی و تاریخ‌سازی هم هست.

9- مذهبی که وعده‌ی نشاط می‌دهد می‌تواند ضدِ نشاط باشد؟

10- روشن کردن راه و بیراهه، اجبار در آیینِ زیستن نیست.

11- ما هر قدر به صدق نزدیک شویم، زندگی‌مان به خوشبختی نزدیک می‌شود.

12- صدق و راستی تاکتیک نیست، اخلاق است.

13- اسلام می‌خواهد یادِ خدا در همه جا و همه‌ی حالات با ما باشد.

14- وای به حال جامعه‌ای که گروهِ ممتازش به گروهِ بی‌درد تبدیل شود.

منبع: وبلاگ گلاب

+ نوشته شده در جمعه 18 فروردین1391ساعت توسط مرتضی |

 چند شب مناظره نامزدها در تالار فجر دانشگاه شیراز سوالات زیر را در ذهن من ایجاد کرد.

این روز ها در سطح خیابان تبلیغات انتخاباتی بیشترین توجه شهروندان را به خود جلب میکند.

اما.................

- مگر همین یک برگ رای تنها قدرت رسمی مردم عادی برای تغییرات در سطح مدیریت کشور نیست؟

- مگرکاندیداهای نمایندگی نباید به مردم بگویند چه میخواهند بکنند غیر از این روندی که تاکنون آمده ایم؟

- چراهمه تاکیدات در تبلیغات بر روی نام های جبهه های مختلف است ودعوا برسر این که چرا اسم فلانی در فلان لیست است ودیگری نه....؟

- چرا و واقعا چرا باید تبلیغات افرادی که یک دور مزه نمایندگی مجلس را چشیده اند این همه پر لعاب تر واشرافی تر از دیگر نامزد ها باشد(این را به وضوح میتوان در تبلیغات دید.)؟

- چرا هنوز هم عده ای هاشمی را شاه کلید پیروزی در انتخابات میدانند؟راستی چرا نام باندهای بزرگ ثروت وقدرت تنها وسیله رای آوردن عده ای شده است  ومردم بعد از انتخابات برخوردی را با آنها مشاهده نمی کنند.


+ نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390ساعت توسط حامد |

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد، سرانجام پیرمردی با ریش سفید از جای برخاست و گفت: آری، من مسلمانم!

حزب باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت توسط مرتضی |

روزنامه ایران که در لوگوصفحه اولش همواره شعار هر ایرانی ایران را دوست دارد را چاپ میکند ، در شماره 4983 دوشنبه 19 دی 1390 در صفحه دوم  یادداشتی با عنوان " لطفا پاسخگو باشید" چاپ کرد که به گفته نویسنده حاصل گفتگو با راننده تاکسی از فرودگاه مهر آباد تا منزلش در جنوب تهران است. به نظر من نویسنده خواسته عناوین ومطالبی را با این توجیه که اینها واقعیت های درون جامعه است و برای عامه مردم و راننده تاکسی هم  کاملا روشن است، به خواننده بقبولاند.  برخی نقل قول ها از طرف راننده تاکسی در متن یادداشت : - برخی جریان های سیاسی  قصد حذف دولت را دارند وطرح جریان انحرافی هم از این رو است. - پس این کیهان، فارس و.... چه می نویسند، مگر کیهان وفارس موضع نظام را نمی گویند. مگر نمی گویند احمدی نژاد ودولت دیگر ولایت مدار نیستند مگر نمیگویند هر چی دزدی و... زیر سر جریان انحرافی است. مگر نمی گویند اینها می خواهند ریشه ولایت را بزنند. تازه فقط کیهان این حرف ها را نمی زند بی بی سی هم این حرف ها را با زبان دیگری تکرار می کند. آقا اینها با هم دعوا دارند آن هم دعوای قدرت..... جالب اینجاست که نویسنده ایران در پاسخ به راننده تاکسی میگوید ملاک ما سخنان رهبر انقلاب است نه کیهان نه فارس ونه ..... بعد نویسنده با آوردن ای کاش هایی چند آرزو می کند که ای کاش مسئولان کیهان وفارس و... بودند وپاسخ هماهنگی سخنانشان با بی بی سی، تعریفشان از ولایتمداری وبد بینی های عامه نسبت به مواضعشان را می دادند. اما نکاتی راجه به این مطالب: 

 این یادداشت در حال کامل شدن است  پس همین الان نظرات خود را به صورت غیر خصوصی بفرستید. با تشکر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 دی1390ساعت توسط حامد |

دبیر فیزیک دبیرستانمان وقتی سرما را تعریف می کرد، آن را عدم وجود گرما عنوان می داشت؛ راست و دروغش به حساب او (البته دبیرامون هیچ موقع دروغ نمی گفتند پس تعریف قطعا درسته). اگر قیاسی داشته باشیم که در آن گرانی یعنی عدم وجود ارزانی و در نتیجه با گرانی، رفاه کاهش می یابد پس هزینه بالای زندگی موضوعی ناخوشایند خواهد بود.

گرانی

اخیرا خبری در رسانه ها منتشر شده است مبنی بر اینکه طبق آمار و ارقام، استان فارس در سال گذشته رتبه اول در گرانی و هزینه های بالا را در کشور به خود اختصاص داده است. یعنی این استان پهناور از لحاظ هزینه ها از استان تهران نیز بالاتر بوده است.

به قول یکی از دوستان باید تبریک گفت به خاطر تلاش مسئولین در رسیدن به این نقطه آرمانی و مطلوب! بگذریم از رتبه برتر این استان در بیکاری، جرم و جنایت و کشف مواد مخدر که از قضا در آن هم دستی بر آتش دارد و رتبه یک کشور است.

قصد سیاه نمایی نیز ندارم و کاندیدای مجلس هم نیستم که بگویند: "دوباره موسم انتخابات شد و شروع انتقادات!". برای این معلول ها، علل فراوان قابل ذکر است اما شاید مدیریت کلان مهمترین موضوعی باشد که در این امر دخیل باشد. راستی قصد قصاص پیش از جنایت نیز ندارم، چرا که حسین صادق عابدین، استاندار فعلی فارس چند صباحی بیشتر نیست که سکان اجرایی استان را در دست گرفته است؛ اما مروری بر گذشته شاید مفید فایده واقع شود و از آنجا که جلوی ضرر را هر کجا که بگیری، منفعت است و از طرف دیگر چون تاریخ تکرار پذیر است، صرفا سطوری را می نگارم.

کسانی که در فضای سیاسی، مدیریتی و حتی شهروندی استان فارس در دوسال و اندی ریاست روح الله احمدزاده - استاندار سابق فارس، معاون سابق رئیس جمهور و رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی کشور و بر اساس شنیده ها و توهمات سرپرست در نظر گفته شده برای ستاد انتخابات وزارت کشور - فعالیت یا حضور داشتند می دانند چه بر سر این استان مظلوم (!!) گذشت.

روح الله احمدزاده

هر روز درگیری مدیران، یک سوی تحصیل کردگان مدیر، اما بی تجربه! در سوی دیگر مدیران نه چندان تحصیل کرده، اما مشرف بر مسائل استان! یک طرف عده ای با شعار عدالتخواهی آرایش مدیریت سنتی استان را بر هم می زدند (که البته در بعضی مناصب آنقدر ریشه محکم بود که نتوانستند کاری از پیش ببردند) و از طرف دیگر روی کار آمدن کسانی که تا دیروز بزرگ کار فرهنگی اشان گذر از روبروی دکان روزنامه فروشی تجاوز نمی کرد!

استاندارش به جای پرداختن به مسائل کلان به پلمپ دکان های متخلف می پرداخت! 

جالب آنجا که برای مثال استاندار و فرماندارش (که از قضا این رابطه در شیراز به مصداق همان یار غار  بود) هم نتوانستند عدالت را در میان خودشان معنی کنند و در زمین خواری آخر مشخص نشد آن درست گفت یا این! یا قضیه آن فرمانداری که دوم خرداد را تجربه کرد با یقه باز، 3 تیر را هم تجربه کرد با یقه تا بیخ بسته شده! اصلا بی خیال ما را چه به ...

بگذار به قول همان دوستم، تبریک بگویم به مناسبت این همه تلاش مدیران و دلسوزان برای رسیدن استان فارس به درجات عالی در انواع نکبت و بدی ...

اما به قول یکی از دوستان وبلاگ نویس که ریگ های نکاتش را شماره گذاری می کند:

ریگ N ام : استاندار سابق فارس که این همه در سکان عالی اجرایی استان خوش درخشید (البته برای اینکه امر مشتبه نشود غرض همان افعال معکوس هست) و بعدها با رفتن بقایی از میراث فرهنگی، رئیس این سازمان شد، گویا اکنون برنامه های دیگر برایش تدارک دیده اند برای حضور در وزارت کشور ...

 خدا عاقبت همه را ختم به خیر بفرماید!


برچسب‌ها: استان فارس, گرانترین استان کشور
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 دی1390ساعت توسط مرتضی |

در سرزمینی که سایه آدم های کوچک، بزرگ شد،

                                                   در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت توسط مرتضی |